عاقلتر شده ام
۲۳ اسفند ۹۴ ، ۱۸:۳۶
روابط عمومی ۰ نظر اشتراک گذاری

عاقلتر شده ام

تولیدات انتشارات
پدیدآورنده: دفتر ادبیات شطر
چاپ اول: 1394
قیمت:6000 تومان
معـرفی اثـر:
عاقل‌تر شده‌ام روایت سفری است به دل یک روستا از توابع شهر هویزه در استان خوزستان؛ برای رفع مشکلاتی چند؛ مشکلاتی که باقی‌ماندنشان مانند زخم کهنه می‌ماند! برای رفع یک درد از زندگی یک روستا. سفر بیست روزه‌ی یک نویسنده با عده‌ای از دانشجویان اردوهای جهادی؛ اتفاقات ریز و درشتی که بر این گروه جهادی گذشته است. از حملات سگ‌ها و پشه‌ها گرفته تا مبارزه با گرما، ساختن مسجد، خانه، درمان بیماران و رنگ زدن مدرسه. این سفرنامه نگاهی است به اردوهای جهادی از نگاه نویسنده‌ای نیمه‌روشنفکر! نویسنده‌ی نیمه‌روشنفکر می‌کوشد در آنچه می‌بیند تردید کند و مورد پرسش قرار دهد؛ پرسش‌های عاقلانه. نویسنده خود در فصل آخر این سیاهه آورده است که این نوشته یک پا در تخیل دارد و یک پا و دست در واقعیت. بیشتر این نوشته واقعیت است و کمتر آن برآمده از ذهن نگارنده.
عاقل‌تر شده‌ام روایت سفری است به دل یک روستا از توابع شهر هویزه در استان خوزستان؛ برای رفع مشکلاتی چند؛ مشکلاتی که باقی‌ماندنشان مانند زخم کهنه می‌ماند! برای رفع یک درد از زندگی یک روستا. سفر بیست روزه‌ی یک نویسنده با عده‌ای از دانشجویان اردوهای جهادی؛ اتفاقات ریز و درشتی که بر این گروه جهادی گذشته است. از حملات سگ‌ها و پشه‌ها گرفته تا مبارزه با گرما، ساختن مسجد، خانه، درمان بیماران و رنگ زدن مدرسه. این سفرنامه نگاهی است به اردوهای جهادی از نگاه نویسنده‌ای نیمه‌روشنفکر! نویسنده‌ی نیمه‌روشنفکر می‌کوشد در آنچه می‌بیند تردید کند و مورد پرسش قرار دهد؛ پرسش‌های عاقلانه. نویسنده خود در فصل آخر این سیاهه آورده است که این نوشته یک پا در تخیل دارد و یک پا و دست در واقعیت. بیشتر این نوشته واقعیت است و کمتر آن برآمده از ذهن نگارنده.
این سفرنامه از جنس سفرنامه‌های ناصرخسرو و مارکوپلو و حتی داستان‌سیستان نیست که برایش واکاوی مکان و آدم‌ها و رفتارها و گفتارها اصل باشد. حتی واکاوی سفرهای جهادی هم در دستور کار نیست. روایت سفری است که درون یک نویسنده در جریان است.
آنچه در قسمتی از این کتاب آمده است:
” مدرسه را جایی ساخته بودند که چند روستا بتوانند از آن استفاده کنند؛ برای همین، بیرون روستا بود و یک کیلومتری با روستا فاصله داشت و بین چند روستا وسط دشت قرار گرفته بود. با خودم گفتم: «یعنی قراره شب­ها رو این­جا باشیم؟»
به بچه ­ها گفتم: «فکرنکنم در این چند روز با وجود این سگ­ها بتونیم پامونو از مدرسه بیرون بذاریم».
ابو حامد گفت: «عادت می ­کنید. این سگ­ها هم شما رو چند روز اینجا ببینند، عادت می­کنند! در این چند روز خودم دربست در خدمتم تا کاری به کار شما نداشته باشند. باهم می­ریم و باهم برمی­گردیم». خیال جمع، کمی آسوده شد.
به مدرسه که رسیدیم، دیدیم که مدرسه هم الحمدالله از نظر امکانات در حد اعلی(!)است. در و پنجره وجود داشت، اما شیشه نداشت. البته خدارو شکر که دزدگیر آهنی داشت و از حملات ناشناخته‌ی سگ­ها در امان بودیم! وسایل خنک‌کننده هم که نداشت.این تابستان، تابستان به‌یاد ماندنی خواهد بود.”

یک خشت در بهشت به نیابت مدافع حرم شهید محسن حججی


بسم الله الرحمن الرحیم
اردوی جهادی در جستجوی نور21
رمز: یا زهرا (س)
موضوع: جهاد اکبر
برگزار کننده: موسسه شهیدکاظمی
ماموریت: ساخت مسجد شهدای مدافع حرم(محسن حججی/سرلک) در روستای محروم "کمرون" توابع شهرستان فریدونشهر
شماره کارت : 6104337770117412
شماره حساب 4086710869
شبا IR760120000000004086710869

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی